نمی دونم شما هم دنیا رو اینطوری می بینید ؟ انگار که همیشه شادی ها منهای غم ها باید یه مقدار ثابتی باشه . یعنی هر وقت لذتی رو تجربه می کنی پشت بندش باید رنج وغم رو هم تحمل کنی . هر چی شادی و سرمستیت عمیق تر باشه ضد حال بعدشم بیشتر و تلخ تره . برای همینه که احساس می کنم نباید برای خوش بودن دست به هر کاری زد . خصوصاْ اگه از نوع " تقلب در احساسات " باشه .
البته خیلی جدی نگیرین . چون من از اول زندگیم همه چیزو دوتا می دیدم و فکر می کردم همه همینطورن . ولی تازگیا دکترا می گن چون چشات " اگزوتروپی " داره دوتا می بینی . تازه فهمیدم که چرا موقع کتاب خوندن باید یه چشممو ببندم ولی بقیه اینطور نیستن ! ![]()
حالا نمی دونم در مورد مطلب بالا بازم عیب از منه یا دنیا واقعاْ اینطوریه ؟؟؟ ![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 15:43  توسط صفا
|