بیشتر به دنبال بررسی سر و وضع و ظاهر طرفمان هستیم.در برخورد اولیه مبنای قضاوت بر وضع ظاهری است٬ تا آنجا که شاید علم به اخلاق و تفکر آن اشخاص پس از مدتی باعث تعجب مان نیز شود.
فی الحال به خاطر عدم توجه به زیبایی ها و لطافت های درونی٬ وضع ظاهری بیش از حد مهم و زمانبر وشاید منشاُ مشکلات شخصیتی نظیر عدم اعتماد به نفس و انزوا و ..... نیز شده است.
آیا این عدم توجه به زیبایی های درونی ٬باعث نمی شود که ارزش آن ها روز به روز در جامعه کمتر و ظواهر جایگزین آنها شود؟
ما همین طور به رفتار تبعیض گونه ی خود ادامه میدهیم اما اگر نگاهی به دوست های صمیمی مان که شاید روزی مورد قضاوت بی رحمانه ی ما بوده اند واکنون صادقانه و برادرانه در کنارمانند بیندازیم بگوییم ای کاش تعداد آنها بیش تر از این بود٬ که به خاطر همین سطحی نگری نیست و شاید بدتر از آن به خاطر همین اخلاق بگوییم ای کاش کمتربود ویا اصلاْ نبود.
پی نوشت۱: قطعاْ ظاهری آراسته و زیبا مطلوب همه است ولی مبنای قضاوت صحیح نمی باشد.
پی نوشت ۲: پررو نشید از فردا همه جر جواد پاشید بیاید بیرون.
نویسنده:علی پورصادقیان
