تبليغاتX
نی ستی - بعد از دو هفته

نی ستی

گفت آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست.

تو اين دو هفته به اينکه بايد چي بنويسم خيلي فکر کردم.

راستش رو بخوايد از انتقاد خسته شدم. چقدر انتقاد؟!

·         شايد بايد عادت کنيم که نظام تصميم گيري در دولت کشورمون بيشتر به يک الگوريتم توليد اعداد تصادفي شبيهه تا يک مجموعه تصميم گيري مديريتي و کارشناسي.

·         شايد بايد عادت کنيم که رئيس قوه قضائيه در مورد طرح امنيت اخلاقي (اجتماعي سابق)! همان حرفي رو بزنه که من مي زنم. مشخص نيست با اين همه اختيارات فرق ما چيه ؟ و مدعي العموم کي بايد از آزادي ها و شرافت فردي مردم دفاع کنه؟

·         شايد بايد عادت کنيم که فقط مسئوليني که قصد شرکت در انتخابات آتي را دارند، ژست هاي مردمي بگيرند و پروژه هاي پر سر و صدا اجرا کنند. (مثل شهرداران قبلي و فعلي پايتخت و ...)

·         شايد بايد عادت کنيم که نيروي انتظامي متولي اجراي سياست هاي اجتماعي و فرهنگي باشه و کلانتري ها کارت سوخت هم توزيع کنند.

شايد بتونم به همه ي اين ها عادت کنم ولي مدام اين حديث جلوي چشمامه که : فقر که وارد شد، ايمان از در ديگر خارج مي شه.  

باشه ما به خيلي چيزا عادت مي کنيم. ولي آقايون مسئولين! انتخابي هستيد يا انتصابي، قصد شرکت در انتخابات داريد يا نداريد؛ خواهشاً به وضع معيشتي فرهنگيان، پرستاران، بازنشسته ها و کارگران و به نجابت و آرامش اونها عادت نکنيد.

استادي مي گفت : ما که جزو کفار نيستيم، پس «رحماء بينهم» باشيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:21  توسط صفا  |